همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطینی

اشاره
سخن گفتن از رنجهای
کودکان فلسطینی، هیچگاه عمق آن را
نمیکاود و هر چه فریاد بزنیم که بچههای
فلسطینی هم در خیابانهای تمیز شهر،
مغازههای اسباببازی فروشی میخواهند،
فقط فریاد زدهایم. در این میان، روزانه،
کودکانی در اوج مظلومیت و بیگناهی، نه
فقط شکنجه میشوند، بلکه دارند رو به
نابودی میروند.
نگاهی به کودکان فلسطینی
با رویکرد آیندهسازان انتفاضه و لزوم
همبستگی و همدردی با آنان به عنوان
پشتیبانی از آینده انتفاضه، رهیافت اصلی
این نوشتار است.
مظلوم
در فلسفه اخلاق، افزون بر
فعل اخلاقی، نیت و قصد نیز ارزش ویژهای
دارد. در فرهنگ اسلامی، نیت با سنجش
بسیاری از اعمال مرتبط است. حتی در متون
اسلامی، خوشآیندی و رضایتمندی با
فعالیتهای یک گروه یا اعلام انزجار از
آنان، دلیل بر سهیم بودن در اعمال آن گروه
است.
حال امروزه که ملت مسلمان
فلسطین و حتی کودکان و نوجوانان آن دیار
مظلوم در هجوم ستم صهیونیستها گرفتار
آمدهاند، هر کس باید به اندازه خویش،
راهی برای حمایت از این مظلومان بجوید؛
زیرا سکوت، همان رضایتمندی به رفتار
صاحبان زور و قدرت صهیونیستی است و اعلام
انزجار از آنان، حتی به قدر اعلام
همبستگی با مظلومان فلسطینی، حمایت و
همراهی با فرزندان فلسطینی است. بر این
اساس است که امام ساجدان، در دعای 38
صحیفه سجادیه به خداوند عرضه میدارد
که:«پروردگارا!پناه میبرم به تو از
مظلومی که در مقابل من بدو ستم شود و من
او را یاری نکنم.» امام صادق علیهالسلام
نیز میفرماید: «سه گروه در یک ظلم
شریکند: ستمکار، یاری دهنده بر آن و کسی
که بر انجام آن راضی باشد».
همبستگی با کودکان و نوجوانان، چرا؟
به راستی، چرا همدردی و
همبستگی و چرا با کودکان و نوجوانان؟ آیا
همبستگی با افرادی در فرسنگها فاصله،
شدنی است؟
همدردی و همبستگی،
واژگانیاند که خاستگاه آنها را باید در
عمق مفهوم انسانیت جستوجو کرد. در جهان
بدون مرز امروز، هیچ اندیشه و مکتبی بدون
وحدت و همبستگی راه به جایی نخواهد برد.
همبستگی با کودکان و نوجوانان، گویا سخنی
از جنس دیگر است. مهمترین سود همبستگی
با فرزندان فلسطینی، افزون بر بعد
نوعدوستی و عاطفهجویی انسان، جنبه
تربیتی و آموزشی آن برای همه کودکان
مسلمان، چه فلسطینی و چه غیر فلسطینی است.
به یقین، آینده جهان اسلام در دستان
کودکان امروز است و فرماندهان آزادیبخش
فلسطین، نوجوانان فلسطینی امروزند و حمایت
کنندگان از ایشان، نوجوانان ایرانی خواهند
بود .پس شعار همبستگی در این روز، از
دوراندیشی بزرگ جهان اسلام خبر میدهد.
همچنین حمایت از نسل جدید فلسطین، تلاش
برای ترسیم آینده قدس است؛ امری که نه فقط
مسلمانان، بلکه دشمنان هم به دلیل تهاجم
فرهنگی و نظامی خود در سرزمینهای اشغالی،
در تحقق آن میکوشند. سرانجام اینکه
همبستگی با فرزندان فلسطینی، نیازی یک
طرفه نیست. همه کودکان مسلمان، چه در
فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان و حتی
ایران و دیگر کشورهای مسلمان، در خطر
تهاجم صهیونیست جهانی هستند و خواهند بود.
پدرهای کاغذی
حضور صفابخش پدر، گرمای
نوازش دستان او، پناه گرفتن در میان
سینههای ستبر و مردانهاش، نشستن بر
زانوان پر اقتدار پدر و سواری بر شانههای
بلند او، حقوقی هستند که از سوی مجمعهای
بینالملل برای کودکان و نوجوانان فلسطینی
نادیده گرفته شدهاند. هر چند فرزندان
فلسطینیان هنوز هم فقط در قطعنامهها و
بیانیههای سازمان ملل، بازی و حتی زندگی
میکنند، ولی یتیم بودن، رنجی است که هیچ
کس تقصیر آن را به عهده نمیگیرد.
بسیاری از بچههای
فلسطینی، همواره پدر را بر روی دیوار
خانههای خود دیدهاند و جای لبهایشان بر
روی عکس کاغذی او رنگ باخته است. کشیدن
دست نوازش و دلگرمی بر سرِ فرزندان
داغدیده فلسطینی، با اعلام همبستگی و
همدردی با آنان، کوچکترین گام برای
انتقام خون پدران و برادران مسلمانمان
است.
چرا آنان کودکان را میکشند؟
اهمیت تربیت نسلهای آینده
برای حفظ یک تفکر و جریان، کمتر از
پیریزی و تأسیس آن مکتب نیست. این
فرزندان شهدای مقاومت فلسطینند که مسیر
آزادیخواهی پدرانشان را ادامه میدهند.
حال در این میان، اگر نسلی و فرزندی در
کار نباشد، چه باید کرد؟
امروزه در فلسطین، هر چند
سکوتی پر از فریادهای شاد کودکانه بر
همهجا حکمفرماست؛ هر چند بیشتر کسانی که
خونشان ریشههای انتفاضه را محکمتر
میسازد، نوجوانان و کودکانند؛ هر چند
کودکانی، زندانهای اسرائیل را برای به
دنیا آمدن بر بیمارستانها ترجیح میدهند،
ولی رنج اصلی آنجاست که این نسل آینده،
برای رفتاری ننگینتر برگزیده شدهاند:
نسلکشی و کودککشی.
این نجوای کودک فلسطینی،
گوش جهان را کر کرده است: آنها نمیخواهند
ما بزرگ شویم تا از آنها نخواهیم که از
سرزمینمان بیرون روند. آنها نمیخواهند ما
بزرگ شویم تا نهال مقاومت را هرچه
تنومندتر سازیم. از این رو، میبینیم تامی
لبید، رئیس یکی از احزاب اسرائیل، با کمال
گستاخی چنین میگوید: «اسرائیل باید
کودکان فلسطینی را تا پیش از اینکه بزرگ
شوند و دولت مجبور به مقابله با آنان
گردد، بکشد».
انتفاضه؛ مدرسه بچههای فلسطینی
محیط، یکی از مهمترین و
مؤثرترین عوامل رشد و شخصیت کودکان و
نوجوانان است. دلاورانی که انقلاب اسلامی
ایران را رقم زدند، فرزندانی بودند که در
فرآیند مبارزات انقلاب، رشد کردند و شخصیت
یافتند. امروزه در فلسطین هم انتفاضه، به
عنوان مدرسه و مکتب مقاومت و شهادت، شخصیت
و روحیه فرزندان فلسطینی را پولادین و
آنان را برای آینده نهضت تربیت میکند.
گزارش زیر، چارچوب ذهنی فرزندان سرزمین
زیتون را بهتر آشکار میسازد:
نیمی از پسر بچههای
دوازده ساله معتقدند شهادت، بهترین اتفاق
زندگی یک انسان است. در نظر آنها، تنها
شکل قدرت و افتخار، شهادت است. دیوارهای
مدرسه پر است از نقاشیهای کودکان که
تانکها و بالگردهای اسرائیلی، خانه
فلسطینیان را منهدم میکنند. بچههای
فلسطینی، عکسهای شهدا را کنار نشانهای
ورزشی و...، بر دیوار اتاق خود نصب
میکنند. در کلاسهای نقاشی، نود درصد
کودکان، حوادث انتفاضه را نقاشی میکنند.
آنان مسیر را به خوبی
تشخیص دادهاند. بزرگتر از اندیشههای
بسیاری از روشنفکران غربی و حتی اسلامی،
ذهنهای کوچکشان، هدف بزرگی را نشانه
گرفته است. البته حریف و دشمن آنان
صهیونیسم جهانی است و آنها به پشتیبانی و
همبستگی برادرانشان نیازمندند.
بدونِ شرح
شوشَن ابوترکی، دختر
نوجوان فلسطینی است. او هر روز در راه
مدرسه مجبور بود از جلو ایستگاه بازرسی
سربازان اسرائیلی بگذرد. وحشت هر روز
همراهش بود. این همه ترس او را خسته کرده
بود. بنابراین، با همان قدرت اندکش تصمیم
گرفت به سربازان مسلح اسرائیلی حمله کند.
این دختر نوجوان فوری دستگیر شد و سه ماه
در زندان بود. او فقط چهارده سال داشت. او
پس از آزادی دیگر نمیخندید، به ندرت حرف
میزد و شبها در خواب فریاد میکشید.
عامر الفار، نوجوان شانزده
ساله فلسطینی است. کودکربایی و ستمهای
اسرائیلیها، چنان عامر را به خشم آورده
بود که برای عملیات شهادتطلبانه به یکی
از گردانهای فلسطین پیوست. روز یازده
آبان 1383، عامر به بازار مرکزی شهر
تلآویو رفت و عملیات شهادتطلبانه انجام
داد و به شهادت رسید. یک روز بعد،
اسرائیلیها، خانه خانواده عامر را با خاک
یکسان کردند.
دیشب خواب دیدم که تنهایی
دارم میروم خانه خواهرم در بیت جَلا. در
بین راه چند سرباز صهیونیست یک دفعه بر
سرم ریختند و مرا کتک زدند. هر چه التماس
کردم، فایدهای نداشت. یکدفعه همهشان
رفتند. بعد دیدم توی دستم یک اسلحه است.
نمیدانم از کجا آمده بود. ماشه را کشیدم
و همینطور که به زمین شلیک میکردم، شروع
کردم به دویدن.
این، نمونهای از خواب یا
بهتر بگوییم کابوس هر شب یک دختر یازده
ساله فلسطینی است.
زنگ همبستگی
نواخته شدن زنگ مدارس با
شعار روز همبستگی با کودکان و نوجوانان
فلسطینی، دو مفهوم انسجام و فلسطین را در
ذهن دانشآموز ایرانی پررنگتر میسازد.
همزاد پنداری با دانشآموز فلسطینی و
حضور ناخودآگاه او در گوشهای از ذهن
آیندهساز ایرانی، رویکرد آینده ایران به
فلسطین را تا حد بسیاری تضمین میکند.
افزون بر این، رزمندگان
نوجوان فلسطینی که دستگیری، بازجویی،
زندان، شکنجه، آوارگی و شهادت، جزو دروس
مدرسهشان است، آموزههای بسیاری را برای
دانشآموز ایرانیِ رشد یافته در امنیت و
آزادی خواهد داشت. آرزوی کودکان فلسطینی
این نیست که قهرمانانه بمیرند. آنها دوست
دارند آزادانه زندگی کنند و دیگر هیچگاه
از کابوسی به نام اسرائیل نهراسند.
آینده سازان انتفاضه در آینه شعر
واقعا قباحت دارد
جناب سرهنگ! شما با این
هیبت
با این ستونهای سربازان
دوره دیده
و با این همه گلوله و گاز
اشکآور
گریه بچهها را در
میآورید
و بازیشان را به هم
میزنید
بچهها دارند بازیشان را
میکنند
آنها سنگها را میخواهند
سیبها را میخواهند
و پرتقالها را
حتی بر بلندترین شاخهها
درختها را که نمیشود
برید
کودکان را که نمیشود درو
کرد
استحضار دارید که
دوباره بر میآیند
مثل جستهایی از کنارههای
تنه بریده
بچهها سنگها را
میخواهند
و پرتقالها را
حتی بر بلندترین شاخهها
عجالتا یک راهحل هست
البته میبخشید که فضولی
میکنم
به جای اینکه
به سربازانتان بیاموزید
چگونه خیلی دقیق بزنند
هدفی به کوچکی پیشانی یک
کودک را
امر بفرمایید
سنگها را جمع کنند
هر سربازی
یک روز کودک بوده است.